بیاهنوزبچه باشیم
بیا به یاد بچگی یه برج سنگی بسازیم
بعد با یه توپ لاستیکی برجَ روازپابندازیم
بیا با طرح زیگزاگی توکوچه آبپاشی کنیم
روی دیوارهمسایه عکسش ونقاشی کنیم
بیا روی زنگ درا بازم آدامس بچسبونیم
قایم بشیم پشت دیواردخترا روبترسونیم
مرغ زن همسایه روتوپ کنیم ولایی بدیم
به امتحان دیکته مون یه بیست قلابی بدیم
بیا به نام بچگی درسامون وتازه کنیم
طول غم آدما روبا خط کش اندازه کنیم
به احترام حیوونا حسنک وهی جاربزنیم
پیرهن خودخواهی مون وآتش ایثاربزنیم
یادش به خیرمحرما تعزیه پرداز میشدیم
باتیرکمون تخته ای کلی تیراندازمیشدیم
فرقی نداشت یزید یاشمریا سعدوقاص میشدیم
بادستای پنهونیمون حضرت عباس میشدیم
بیاهنوزبچه باشیم عاشق آسمون وآب
دستامون ووابکنیم پربکشیم مث عقاب
روحمون وحبس نکنیم تواضطراب ارتفا
برهنه پاشیرجه بریم روفرش خیس علفا
توامتحان زندگی روقلب هم پا نذاریم
تکلیف مهربونی روبرای فردا نذاریم
توبچگی رفاقتا زنونه مردونه نداشت
هیچ کسی عشق خودش وپشت نقابا نمیذاشت
یادش به خیراون قدیما بابام میشداسب خودم
کاشکی بودش تااین دفه من واسه اون خرمیشدم
بیاهنوزبچه باشیم توکوچه گل بازی کنیم
به جای زخم زبوناهمدیگه رونازی کنیم.
" کودکی "کودکی ام راازدست نخواهم داد ......